اسلام و حقوق بشردوستانه

 

باسمه تعالی

 

حقوق بشردوستانه اسلامی

 

الف) درآمدی بر حقوق بشردوستانه اسلامی

 

جنگ پدیده‌ای است با قدمتی به درازای تمدّن بشری و از بدو تشکیل جوامع انسانی تا کنون با بشر همراه بوده است؛ امّا با دیدگاه‌ها و اهداف متفاوت نسبت به این پدیده در میان اقوام، ادیان و مکاتب گوناگون. نوع بشر همواره بر اساس ندای فطرت خویش کاهش خشونت در جنگ‌ها را خواستار بوده است و نگرش کنونی به حقوق بشردوستانه پاسخی است به این ندای برآمده از فطرت بشری.

 

در میان ادیان الهی، بی تردید اسلام الهام بخش ترین دین در ترویج و حمایت از حقوق بشر دوستانه به شمار می رود. مسلمانان با التزام به دستورات مأخوذه از منابع حیات بخش اسلام؛ یعنی قرآن مجید، سیره پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) در دوران زمامداری شان و نبردهایی که با مخالفان داشته اند بطور عملی با حقوق بشر دوستانه آشنا شده اند. همچنین، انبوه روایات در کتب روایی شیعه از ائمه معصومین(ع) و نیز احادیث و اخبار منقوله از اهل سنت در این خصوص به حدی است که با هیچیک از ادیان دیگر قابل مقایسه نمی باشد. این سیره حقوق بشر دوستانه اسلام ناظر به تمام مراحل نبرد از قبل از آغاز به جنگ تا پس از خاتمه جنگ، و نیز شامل تمام کسان از نظامی و غیر نظامی، و نیز اوقات، اماکن، محیط زیست و هر آنچه از جنگ تأثیر می پذیرد، بوده و سند افتخار بی تردیدی در عشق اسلام و رهبران آن به شأن والای انسانیت است.

 

 

 رویکرد نخست اسلام به  جنگ آن است که به پیروانش دستور داده است که آنان آغاز‌گر جنگ نباشند‌؛ امّا در صورت بروز جنگ، به رعایت عدالت و عدم تجاوز از حدود متعارف و انسانى در برابر دشمنان توصیه می کند. متفکران مسلمان نیز پیش از ظهور اندیشه حقوق بشر دوستانه در غرب، به این موضوع پرداخته و توصیه هایی در این خصوص ابراز کرده اند؛ از جمله، محمّد‌بن حسن شیبانی(متوفّای سال 180 هجری)  در کتاب «السیرالکبیر» درنیمه دوم قرن دوم هجری. در بخشی از این کتاب، شیبانی نظراتی را مطرح کرده که به حقوق بشر‌دوستانه امروزی بسیار نزدیک است: «‌من الثابت للذین لا یقاتلون لایزعجون لافی انفسهم و لا فی اموالهم و المتاجر تسیر فی طریقها فلا تجویع و لا منع للقوت عن الشعوب التی لا رای لها فی القتال و لیس لهم فیها ناقه و لا جمل». این عبارت، بیانگر مصونیت اشخاص و اماکن غیر‌نظامی در جنگ است و شرایطی را برای حفاظت از اماکن و اشخاص غیر‌نظامی در جنگ ها، تعیین می‌کند.

 

حقوق بشر‌دوستانه بخشی از حقوق بین‌الملل است که در هنگام مخاصمات مسلّحانه بر روابط بین‌المللی دولت‌ها و عملکرد نیروهای نظامی حاکم است. هدف آن حمایت از حقوق اساسی بشر در شرایط جنگی و دفاع از حقوق قربانیان جنگ و تا حدّ امکان کاهش آلام و صدمات ناشی از مخاصمات مسلّحانه می باشد. حقوق بشر‌دوستانه از یک سو ماهیت حقوق بشری دارد؛ چون رعایت آن در‌باره هر انسانی بدون توجّه به رنگ‌، نژاد‌، زبان، مذهب و ملّیت لازم است و از سوی دیگر چون با انعقاد کنوانسیون‌های بین‌المللی لازم‌الاجرا می‌شود، صبغه حقوق بین‌المللی پیدا می‌کند.

 

می توان حقوق بشردوستانه را چنین تعریف کرد: «اصول و قواعدى که استفاده از خشونت را در جریان منازعات مسلّحانه با هدف حمایت از افرادى که مستقیماً درگیر در جنگ نیستند و نیز کاستن از  آثار خشونت جنگ در دستیابى به اهداف جنگی، محدود می کند».

 

در مقایسه حقوق بشردوستانه با حقوق بشر این تفاوتها آشکار می گردد:

 

1ـ حقوق بشردوستانه به کارگیری خشونت را منع نمی‌کند، در صورتی که در حقوق بشر اصل بر ممنوعیّت اِعمال خشونت علیه انسان‌هاست؛

 

2ـ حقوق بشردوستانه تسلّط یک طرف بر طرف دیگر را منع نمی‌کند، در صورتی که حقوق بشر ماهیّتاً با قبول تسلّط یکی بر دیگری منافات دارد؛

 

3ـ حقوق بشردوستانه توجّه به هدف جنگ ندارد؛ خواه هدف مشروع باشد یا نامشروع، این اصول به صورت برابر در خصوص طرفین اجرا می شود. در حقوق بشر نیز اصل بر برابری افراد در مقابل قانون است؛ ولی در حمایت از فردی است که کرامت او با عدم رعایت قانون و به ناحق، نقض شده است؛

 

4ـ حقوق بشردوستانه نمی‌تواند از تمام آنهایی که تحت تأثیر جنگ قرار گرفته‌اند، حمایت کند، در صورتی که هدف حقوق بشر حمایت از همه انسان‌ها است

 

ب) پیشینه حقوق بشر‌دوستانه

 

از قرن ششم قبل از میلاد، یونانیان باستان معاهداتی را در خصوص ممنوعیت جنگ در زمان‌های مقدّس و فصول خاصّ سال، محدودیت مجازات تسلیم‌شده ها و آزادی اسیران در مقابل خون‌بها، لزوم استرداد پیکر سربازان کشته شده و ممنوعیت تجاوز به غیرنظامیان و اماکن مقدّسه، اجرا می کرده اند. سومریان نیز نهادی مبنتی بر آزادی اسیران در مقابل فدیه داشته اند. در ایران باستان نیز افکار بشر‌دوستانه تحت تأثیر اندیشه زرتشت، وجود داشته است‌ که آثار آن در سنگ نبشته های تخت جمشید از عهد ساسانیان  یافت می شود.

 

در دنیای معاصر و در سطح بین المللی، این حقوق بر اساس کنوانسیون ژنو( مصوّب 1864م.)  که قوانین و عرف‌های جنگی در بیش از پانصد هزار معاهده دوجانبه، قواعد رفتاری‌، میثاق‌ها و متون دیگری را که در این راستا وجود داشته‌، تدوین کرده است‌؛ پایه‌گذاری شد. در شمار مهم ترین اسناد بین المللی در این خصوص باید از کنوانسیون‌هاى ده گانه لاهه ( مصوّب 1907 م.)؛ کنوانسیون‌هاى چهارگانه ژنو در راستای حمایت از قربانیان نبرد مسلّحانه (مصوّب دوازدهم آگوست 1949م.)؛ پروتکل الحاقى به این کنوانسیون‌ها (مصوّب هشتم ژوئن 1977م.)؛ نام برد. اغلب کشورهاى عضو سازمان ملل متّحد به این کنوانسیون‌ها ملحق شده­اند. بخشی از این مقرّرات جنبه عرفى به خود گرفته؛ و حتّى براى دولت‌هاى غیرعضو نیز، الزامآور است.

 

  در این مقاله به اختصار، مبانی و اصول حقوق بشر‌دوستانه در اسلام؛ و نیز اهتمام رهبران دینی و متون مقدس و معتبر اسلامی به این حقوق مورد تبیین قرار می گیرد. 

 

ج) مبانی ارزشی حقوق بشردوستانه اسلامی

 

توجه اسلام به حمایت از انسان و دفاع از حقوق او در مخاصمات، از جلوه های ارزشی گوناگونی نشأت گرفته است که ذیلاً و به اختصار به آنها اشاره می شود. اما آنچه باید مورد تأکید قرار گیرد آن است که:« اصل اولی و بنیادین که حاکم و ناظر بر تمام این تجلیات ارزشی است، همانا اصل کرامت انسانی  است. این اصل منشأ، منبع و الهام بخش تمام اصول ارزشی دیگری است که در مباحث حقوق بشر دوستانه اسلامی، از این پس مورد مطالعه و واکاوی قرار می گیرند. آیات متعدد قرآن کریم شأن و کرامت والای انسانی را متذکر شده اند، از جمله: «وَ لَقَد کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِی البَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِّن طَیِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلا»(أسری/70)؛ «لَقَدْ خَلَقْنَا الاِنسَانَ فِی اَحْسَنِ تَقْوِیمٍ.» (تین/4)؛ «قَاَلَ ربُّکَ لِلْمَلائِکَهِ اِنَّی جَاعِلٌ فِی الاَرْضِ خَلِیفَهً»(بقره/30) و ... . اما آنچه باید در این مجال بدان توجه داشت، آن است که از دید اسلام، این کرامت، بخلاف رویکرد فلسفه حقوق بشری غرب، ذاتی انسان نیست؛ بلکه إعطایی از ناحیه خداوند و تکلیفی برای همگان است. 

 

1. اهمیت حقّ حیات آدمی

 

حیات آدمی نزد خداوند متعال از اهمیت فراوان برخوردار است؛ قرآن کریم می‌فرماید: «مِن أَجْلِ ذلِک کتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسا بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعا وَمَنْ أَحْیاهَا فَکأَنَّمَا أَحْیا النَّاسَ جَمِیعا»؛ در این آیه، کشتن یک انسان، برابر با کشتن همه انسان‌ها و زنده کردن یک انسان نیز برابر با زنده کردن همه انسان‌ها دانسته شده است. از تفاسیر موجود در تبیین این آیه سه برداشت مرتبط با حقوق بشر دوستانه مستفاد می‌شود:

 

1.لزوم اقدامات احتیاطی درآسیب نرساندن به افراد غیردرگیر در جنگ.

 

2.حضور گروه‌های امدادی دشمن و خودی برای خارج ساختنن غیرنظامی و نظامی از میدان جنگ.

 

3.رها سازی اسیران، به عنوان تلاشی احیاگرانه پس از پایان جنگ، به مثابه آزادسازی همه انسان‌ها.

 

2. احسان ابتدایی

 

پیشگامی در احسان و عدل، از جمله تأکیدات اسلامی است. در آیاتی از جمله «إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ... .»؛ «أَحْسِن کمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیک»؛ «وَأَنْفِقُوْا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلاَ تُلْقُوا بِأَیدِیکمْ إِلَى التَّهْلُکةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ »؛ و «وَلاَ تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلاَ الْسَّیئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَک وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ کأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ وَمَا یلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ»، رویکرد احسان ابتدایی اسلام کاملا هویداست؛ تا جایی که در حدیثی از «دولت نبوی» به عنوان «دولت عدل» و نیز «دولت احسان» یاد شده است. از آنچه در بیان احسان ابتدایی گذشت، دو نکته حقوق بشر دوستانه برداشت می شود: نخست؛ عدم پیشی گرفتن در مجازات و إعمال سیاست مقابله به مثل؛ و دیگر،  لزوم پیشگامی دولت در برقراری چنین حقوقی به صورت داوطلبانه.

 

3. احسان متقابل

 

بر اساس آیه«هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ»؛  و نیز روایتی از امام صادق (ع) در تفسیر این آیه « یا هشام! قول الله: ‘هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ ’، جرت فی المومن والکافر، و البر و الفاجر، من صنع الیه معروف، فعلیه ان یکافی به، و لیست المکافاه ان تصنع کماصنع حتی تری فضلک. فان صنعت کما صنع، فله الفضل بالابتداء.»؛ در رابطه با حقوق بشر دوستانه می‌توان دریافت که:

 

1- به فرض عدم الحاق دولت به پیمان‌های مرتبط با حقوق‌بشر دوستانه، در مواردی که این حقوق جنبه احسانی دارد و به طور یک‌ جانبه نسبت به دولتهای غیر عضو هم اجرا می‌گردد، دولت باید علاوه بر اقدام متقابل در اجرای این موارد؛ در صورت امکان، اقدامات مناسب‌تری را نیز انجام دهد؛

 

2- احسان متقابل می‌تواند به عنوان موضوع قاعده «‌تعاون برابر» مستفاد از آیه«...وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى...‌» هم مطرح شود. در این صورت، همان‌طورکه احسان در برابر احسان لزوم می‌یابد، احسان بر حسب قرارداد تعاون بر احسان نیز، بر طرفین الزام آور می شود. 

 

4. نفی اعتداء درجنگ

 

نفی اعتداء و تجاوزگری، از تعالیم اساسی قرآن کریم است:«‌وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَکمْ وَلاَ تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لاَ یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ»؛ بر این اساس، نخست آنکه جنگ رویکردی اخلاقی و هدفی معنوی دارد: «‌فِی سَبِیلِ اللَّه‌»؛ دوم آنکه؛ قید «الَّذِینَ یقَاتِلُونَکمْ» می‌رساند جنگ را تنها با مردان در حال جنگ روا می دارد؛ و سوم آنکه طبق نظر علّامه طباطبایی(ره) در عبارت « وَلاَ تَعْتَدُوا»،کلمه اعتداء به معنای تجاوز از حد است و جنگ در اسلام ماهیت دفاعی داشته و دفاعی بودن از محدودیت ذاتی برخوردار است؛ و بر این اساس شامل هرگونه‌ تجاوزی از حدّ این ماهیت دفاعی جنگ است. این نهی مطلق است و شامل: کشتار زنان وکودکان؛ افرادی که توانایی جنگ ندارند؛ افراد بدون سلاح؛ افرادی که در جنگ شرکت ندارند؛ توسعه جنگ به خارج از میدان جنگ و تعدی به اموال، حیوانات وگیاهان؛ مُثله کردن؛ کشتار افرادی از دشمن که دچار عجز از جنگ شده‌اند؛ کشتار فراریان پس از شکست آنان؛ کشتن مجروحان؛ اذیت و آزار زنان؛ استفاده از ابزار غیرمتعارف برای کشتن، مانند آلوده نمودن آب‌های مصرفی دشمن؛ می شود.

 

5. نفی فساد در زمین

 

بر اساس ذیل آیه شریفه: «إِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الْأَرْضِ لِیفْسِدَ فِیهَا وَیهْلِک الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لاَ یحِبُّ الْفَسَادَ »؛ خدای متعال به صراحت، بیزاری خود را به نحو مطلق از فساد اعلام کرده و برخی از مصادیق افساد در ارض را برمی شمارد: نابودی کشت (طبق یک تفسیر)، ونابودی نسل به معنای ولد و خلق و انسان.  

 

6. هدایت مخاصمات به مخاصمات عادلانه

 

به حکم آیات متعدد قرآن کریم از جمله: «‌فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیکمْ فَاعْتَدُوا عَلَیهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیکمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»؛و «وَجَزاءُ سَیئَةٍ سَیئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لاَ یحِبُّ الظَّالِمِینَ »؛و « وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیرٌ لِلصَّابِرِین‌»:

 

اولاً) جنس و مقدار مقابله با تجاوز باید یکسان باشد؛

 

ٍثانیاً) از نظر شرع، مقابله با آن تجاوز ممکن باشد؛ در غیر این صورت باید مقابله با نزدیک‌ترین بدیل انجام یابد نه به مثل؛ مثلاً اگر تجاوز با هتک حرمت زنان یا با إفساد در زمین باشد، مقابله تنها با اجرای حدّ شرعی خواهد بود؛

 

ثالثاً) حقّ مقابله به مثل تنها منحصر به متجاوزان خواهد بود و به سایرین تسری نخواهد یافت؛  

 

د) محدودیت های جنگ در اسلام

 

در اسلام به جنگ به عنوان یک "فن" نگاه مى‏شود نه یک "راهبرد". اما اگر جنگ یک راهبرد باشد؛ در این صورت هیچگاه تعطیل بردار نیست؛ امّا در نگرش فن گرایانه، به جنگ فقط به عنوان یکی از راههای موجود که اهمیت کمتری از سایر راهها دارد توجه می شود. بعلاوه، مسلمانان از آغاز نمودن جنگ اکیداً منع شده و موظف به دعوت طرف مقابل به اسلام یا ترک جنگ، پیش از آغاز آن شده اند.

 

در فرهنگ اسلامى، جنگ و به تعبیر بهتر «جهاد»، ملازم با کشتار و جواز استفاده از هر شیوه و سلاحى نیست؛ و به همین خاطر، محدودیتهاى فراوانى در این خصوص وضع شده است که در کمتر فرهنگی می توان مانندی برای آن یافت. برخی از این محدودیت ها عبارتند از: 

 

 1- محدودیت در دیدگاه: نگاه به جنگ نه راهبردی، که فنی است؛

 

 2- محدویت در انتخاب اصل جنگ: جنگ یک انتخاب نیست، بلکه اجباراً  گزینه آخر است؛

 

 3- محدویت نوع افراد شرکت کننده: فقط مؤمنین حقّ شرکت در جهاد را دارند؛

 

 4- محدودیت در انگیزه و هدف: فقط کسانی دارای انگیزه «فى سبیل اللَّه» و «اعلاى کلمة اللَّه»، مجوّز شرکت در جهاد رادارند؛

 

 5- محدودیت در رفتار و گفتار هنگام جهاد: رعایت تقوا و خویشتندارى در جهاد، و ممنوعیت انتقام‏جویى، مورد تاکید است؛

 

6- محدودیت در مقدار جنگ: به دستور اسلام، هرگاه طرف مقابل از جنگ کناره گرفت، باید به او امان داد و جنگ را پایان داد؛ خواه اسلام را بپذیرد یا نپذیرد؛

 

 7- محدودیت در کشتن: اسلام از همه راهها براى پیشگیرى یا عدم گسترش جنگ استفاه مى‏شود. اتمام حجّت و دعوت طرف مقابل به ترک مخاصمه؛ آغاز جنگ از هنگام زوال آفتاب که نزدیکتر به شب است و امکان فرار نیروهاى دشمن فراهم می باشد؛ پذیرش درخواست امان سربازان دشمن در حین جنگ، از سیاست های کاهش کشتار و خونریزی ا ست.

 

ه) اهداف کلی حقوق بشردوستانه اسلامی

 

از مجموعه مباحث مربوط به قواعد حقوق بشردوستانه اسلامی، دو هدف اصلی دریافت می شود:

 

1- حفاظت از جان، مال، سلامت و آزادی افرادی که مستقیماً در مخاصمه مسلّحانه شرکت نمی‌کنند ( افراد غیرنظامی) یا اگر قبلاً شرکت داشته‌اند، اکنون دیگر شرکت ندارند (نظامیانی که خود را تسلیم نموده اند یا مجروح و بیمار هستند).

 

 2- محدود کردن اِعمال خشونت در حدّ ضرورت، برای دستیابی به اهداف مخاصمه مسلّحانه. هدف مخاصمه مسلّحانه نیز فارغ از مشروعیّت اعمال زور علیه طرف مقابل یا دلایل آن، نمی‌تواند چیزی جز تضعیف توانایی و استعداد جنگی دشمن باشد.

 

و) اصول بنیادین حقوق بشردوستانه در اسلام و نظام بین المللی حقوق بشردوستانه

 

اصول بنیادین حقوق بشردوستانه اصول عامی است که بر پایه مکتب حقوق طبیعی و مبتنی بر کرامت ذاتی انسان تدوین یافته و مورد پذیرش همگانی و مشترک میان تمام جوامع انسانی بوده؛ و از ویژگی قواعد آمرانه برخوردارند . این اصول عبارتند از:

 

1-     اصل «تفکیک»؛ به این معنی که باید بین جمعیّت غیرنظامی و نظامی تفاوت قایل شد؛ و اقدام نظامی را به نظامیان محدود کرد. این اصل در معاهدات سن پترزبورگ، مادّه­  25 مقرّرات لاهه، مادّه­  48  و بند2 مادّه­52  پروتکل نخست الحاقی، بند ( 90 ) رأی مشورتی 1996 دیوان در مورد کاربرد سلاح‌های هسته‌ای، مورد استناد قرار گرفته است.

 

درحقوق بشردوستانه اسلامی نیز دستورات عدیده ای در نهی نظامیان از تسری اقدامات  نظامی به قشر های گوناگون از غیر نظامیان، شامل: اطفال، زنان، بیماران، ماموران بهداری، خبرنگاران، وارد شده است(صص 19-8 همین مقاله)

 

2-      اصل "ضرورت"، به این معنی که آغاز و تداوم اقدام نظامی، باید به اقتضاء یک ضرورت نظامی باشد. این اصل که نخستین بار در مادّه­ی 14 دستورالعمل لیبر، مورد استناد قرار گرفته عنوان می‌دارد: «ضرورت نظامی، آن چنان که در نزد ملّت‌های متمدّن شناخته شده است، عبارت است از: ضرورت آن­گونه اقداماتی که برای تضمین نیل به اهداف جنگ، حتمی و واجب‌ هستند و مطابق با حقوق و رویه‌های مدرن جنگ، مشروع می­باشند.»

 

در حقوق بشر دوستانه اسلامی جنگ پدیده‌اى عارضى است که با مجوز قرآن (بقره/208 ،انبیا/107)از باب ضرورت براى رفع موانع، دفع ظلم و تثبیت توحید در جهان تشریع شده؛ به همین دلیل آیات جهاد در قرآن، با مجوّز اقدام به جنگ آمده است(بقره/190، توبه/36، حج/39و40، ممتحنه/9)

 

3-      اصل «تناسب»، به این معنا که بین حمله نظامی و اهداف مورد حمله باید تناسب وجود داشته باشد. این اصل از جمله در مادّه­ 51 پروتکل نخست الحاقی، و شقّ ب بند5 مادّه­ی51 پروتکل نخست الحاقی، مورد تأکید قرار گرفته است.

 

قرآن مجید نیز در این رابطه به صراحت می‌فرماید: «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم  واتقوا اللّه واعلموا انّ اللّه مع المتّقین.»؛ ودر آیه دیگری «و قاتلوا فی سبیل اللّه الّذین یقاتلونکم ولاتعتدوا انّ اللّه لایحبّ المعتدین»؛ و به اقدام متقابل به میزانی که از طرف مقابل صورت گرفته دستور می دهد و درعین حال از عدم تجاوز از این تناسب گرایی نهی کرده و آنرا تجاوز و تعدی از فرمان الهی نام نهاده است.

 

4-      اصل «حسن نیّت»، یعنی مشروعیت رفتار نظامیان مبتنی بر ضرورت نظامی است؛ و در صورت اثبات حس انتقام جویی  اقدام نظامی، مرتکب جنایتکار جنگی قلمداد می شود. 

 

در دیدگاه حقوق بشر دوستانه اسلامی، از انتقام جویی در آغاز جنگ و اقدامات کینه توزانه خارج از حدود متعارف نهی کرده است. آیات 4تا8 از سوره بروج یهود را از اقدام انتقام جویانه در آغاز کردن جنگ و سوزاندن مومنان مورد سرزنش و نفرین قرارداده است. سیره امام علی(ع) در موعظه دشمن پیش از جنگ و دعوت به ترک آن، و نیز دعا و نیایش پیش از آن که به امری مستحب تبدیل شده است؛ همچنین دستورات متعدد بر نفی تعدی و نیز عدم اقدام به آغاز جنگ، همگی گواه بر رعایت اصل حسن نیت در جنگ از دیدگاه اسلام است.

 

5-      اصل "ممنوعیت رنج بیهوده"، که در اعلامیه­ی سن‌پطرزبورگ، به عنوان نخستین موافقتنامه رسمی بین‌المللی و سپس در مادّه 13 اعلامیه­ بروکسل 1874، دستورالعمل آکسفورد مادّه­ الف، مادّه­ 23 مقرّرات لاهه­ی 1899 و 1907، دسته‌ای خاص از سلاح‌ها را ممنوع ‌ساخت که درد و رنج انسان‌های ناتوان را شدّت ‌بخشد، یا موجبات مرگ آنان را فراهم ­آورد،  و استفاده از آنها را مخالف با قوانین انسانی اعلام کرد.

 

در دیدگاه حقوق بشردوستانه اسلامی نیز، با توجه به اصالت ضرورت در آغاز جنگ، محوریت کرامت و ارزش های والای انسانی، منع از تعدی به غیر نظامیان و اقشار آسیب پذیر، و منع استفاده از سلاح های با تخریب غیر متعارف؛ همه گواه بر رعایت منع تحمیل رنج غیر ضروری بر انسانهاست. 

 

به نظر می‌رسد بین این چهار اصل، دو اصل نخست اهمیّت بیشتری دارند و مبنای اصلی قواعد حقوق بشردوستانه هستند.

 

از سوی دیگر، به نظر می رسد از نظر قرآن، حقوق بشردوستانه­ اسلامی بر سه اصل مبتنی است:

 

1 ـ نفی تجاوز؛ یعنی عدم تجاوز به قلمرو و حیثیت مادّی و معنوی دیگران: «لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین»؛

 

2 ـ تفکیک اهداف نظامی از غیرنظامی‌؛ و تمرکز حمله بر اهداف راهبردی دشمن؛ و منع حملات کورکورانه یا استفاده از ابزار نشانه‌گیری نظامی غیردقیق: «وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم»؛

 

3 ـ لزوم حاکمیت منطق بر اسلحه و احساسات، و منع کشتار غیرنظامیان و تخریب تأسیسات عام­ّالمنفعه؛ کشت­زارها، تأسیسات و اماکن غیرنظامی، به بهانه­ی ضرورت نظامی، به دلیل حکمت تفکیک و رعایت تقوا.  

 

ز) اشخاص و موضوعات مورد حمایت حقوق بشردوستانه اسلامی   

 

الف- غیر نظامیان

 

نخست: کودکان

 

اسناد بین‌المللی کودکان را آسیب پذیرترین اقشار از افراد بیگناهی دانسته که در مخاصمات مسلّحانه، مورد آسیبهای جدّی قرار میگیرند. نخستین بار در اعلامیّه ژنو در سپتامبر  1924، حمایت جسمی و روحی کودکان مورد توجّه قرار گرفت. در نوامبر 1959، اعلامیه حقوق کودک بر اعلامیه ژنو تأکید ورزید. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دسامبر 1974، اعلامیه حمایت از زنان و کودکان در مواقع بحرانی و مخاصمات مسلّحانه را به تصویب رساند؛ و طبق ماده 77 پروتکل نخست الحاقی به کنوانسیونهای ژنو 1977، کودکان باید مورد احترام خاص قرار گیرند و در برابر هر شکل از حمله «غیرمحترمانه» حفاظت شوند و چنانچه به هر علّتی نیاز به مراقبت و کمک داشته باشند، طرف‌های مخاصمه باید برای آنها امکانات مراقبت را فراهم آورند.

 

در آموزه‌های حقوق بشردوستانه اسلامی نیز، به شدّت از کشتن کودکان نهی شده است. این نهی در سفارشهای پیامبر اکرم (ص) و خلفای ایشان به فرماندهان سپاه اسلام، به وضوح دیده می‌شود؛ برای نمونه، امام صادق( ع) از پدرش نقل می‌کند که پیامبر اکرم( ص) فرمودند: «با مشرکان بجنگید؛ امّا پیرها و کودکان آنها را مورد تعرّض قرار ندهید.».

 

همچنین، پیامبر اکرم(ص) هنگام اعزام نیرو به خیبر برای جنگ با یهودیان، وقتی خبر یافت که در جنگ تعدادی از کودکان کشته شدهاند، پرسید: «چه چیزی شما را به کشتن کودکان وامی‌دارد؟»؛ پاسخ دادند: «مگر کودکان مشرک زاده نیستند؟»؛ فرمود: «مگر پدران شما نیز مشرک زاده نبودند؟».

 

همچنین، توجه به سن شرکت کنندگان در جنگ مورد توجه اسلام بوده است و پیامبر اکرم(ص) در جنگ احد به سمره بن جندب و رافع بن خدیج که هر دو پانزده سال سن داشتند، اجازه شرکت در جنگ دادند ولی به اسامه بن زید و عبدالله بن عمر که هنوز به این سن نرسیده بودند، اجازه مشارکت در جنگ را ندادند؛ ولی در جنگ خندق که همین افراد به پانزده سالگی رسیده بودند، اجازه شرکت در جنگ داده شد.

 

سالها بعد مقرّرات بین‌المللی بر مقررات مربوط به سن شرکت کنندگان در جنگ تأکید کردند. بند 2 مادّه 77 پروتکل نخست الحاقی در این خصوص مقرّر می‌دارد: «طرفهای مخاصمه همه گونه اقدامات ممکن را به عمل خواهند آورد، تا کودکانی که به پانزده سالگی نرسیدهاند، به طور مستقیم در مخاصمات شرکت ننمایند و به خصوص از فراخواندن آنها به نیروهای مسلّح اجتناب ورزند.». ممنوعیت مقرّر در قسمت ج بند 3 مادهی 4 پروتکل دوم، حتّی بسیار دقیق‌تر اعلام می‌دارد: «کودکانی که به سنّ پانزده سال نرسیدهاند، نه مجاز است که به  استخدام نیروها یا گروههای مسلّح درآیند و نه مجاز است که در منازعات شرکت نمایند.».

 

بند 26 مادّه 8 اساسنامه دیوان کیفری بین المللی نیز، بسیج اجباری یا داوطلبانه کودکان زیر پانزده سال در نیروهای مسلّح ملّی یا به کار گرفتن آنان برای مشارکت فعّال در کارهای جنگی، را در شمار جنایات جنگی شمرده است.

 

دوم: زنان

 

آسیب پذیری زنان در مخاصمات مسلّحانه، به قدمت تاریخ زندگی بشری است. مقررات بین المللی متععدی در خصوص حمایت از زنان وضع شده است؛ از جمله: کنوانسیون 1907؛ 42 مادّه از مجموع 506 مادّه کنوانسیونهای چهارگانه ژنو و دو پروتکل الحاقی؛ کنوانسیون چهارم ژنو؛ فصل دوم پروتکل نخست الحاقی 1977؛ هرگونه تخطّی، بی‌حرمتی، تجاوز، فحشای اجباری و تهدید علیه اشخاصی که شرکت مستقیم در جنگ ندارند یا مشارکت خود را قطع نموده‌اند، و نیز اعدام زنان باردار و یا مادرانی را که فرزندان خردسال دارند، را منع می کند. و ماده 6 اساسنامه دادگاه نورنبرگ و مادّه 3 اساسنامه دادگاه روآندا، هتک ناموس به عنف را در زمره جنایات علیه بشریت قلمداد نموده‌اند. برای نخستین بار، در بند 11 قطعنامه شورای امنیت در اکتبر سال 2000 تأکید می‌نماید که آمران و مرتکبان این جنایات باید مشمول عفو قرار نگیرند و به مجازات اعمال خود برسند.

 

در حقوق بشر‌دوستانه اسلامی نیز، موارد متعدّدی در حمایت از زنان در هنگام مخاصمات مسلّحانه مشاهده می‌شود؛ امیرالمؤمنین، علی(ع)پس از بیان عام، بر لزوم حمایت از همه افراد بی‌دفاع در طول جنگ، به طور خاص، در مورد حمایت از زنان در طول جنگ می‌فرمایند: «زنان را با آزار دادن تحریک نکنید؛ هر چند آبروی شما را بریزند یا امیران شما را دشنام دهند.».

 

در سیره ابن هشام نیز قتل زنان در جنگ، مورد نهی پیامبر(ص) قرار گرفته است: در یکی از جنگها، پیامبر بر زنی گذشت که خالد بن ولید او را کشته بود و مردم در اطرافش جمع شده بودند؛ پرسید: «او کیست؟»؛ پاسخ دادند: «زنی است که خالد بن ولید او را کشته است.»؛ پیامبر به یکی از همراهانش فرمود: «خود را به خالد برسان و به او بگو: ,اِنَّ رَسولَ اللِّه یَنهاکَ اَن تَقتُلَ اِمراَه اَو وَلیدا اَو عَسیفا،؛ ,پیامبر تو را از کشتن کودک، زن و کارگر باز می‌دارد». 

 

سوم: سالخورده گان

 

علیرغم فقدان مقرّرات حقوق بشردوستانه بین‌المللی در خصوص حمایت از سالخوردگان به صورت جداگانه؛ حقوق بشردوستانه اسلامی از این افراد حمایت ویژه‌ای نموده است. روایات و احادیث متعدّد در سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) وجود دارد که تاکید بر حمایت از سالخوردگانی که در جنگ شرکت نکرده و کمک به جنگ نکنند؛ دارد. به طور کلّی می‌توان گفت که طبق مفادّ روایات متعدّد و نظرات فقیهان، مصونیت این افراد مشروط بر آن است که در جنگ شرکت نداشته باشند؛ لذا در صورتی که به عنوان نیروی رزمنده و مشاور نظامی در طرّاحی نقشه‌های جنگی و یا هر نوع راهنمایی نظامی، در جنگ علیه مسلمانان مشارکت داشته باشند، از حمایتهای مقرّر بهره‌مند نخواهند بود.

 

چهارم: بیماران

 

مهمترین اسناد بین‌المللی در زمینه حمایت از مجروحان و بیماران جنگی، به ترتیب شامل عهدنامه ژنو مورّخ 22 آگوست 1864، عهدنامه  27 ژوئن 1929، کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو 1949 و پروتکلهای الحاقی 1977 می‌شوند.

 

ماده 8 پروتکل نخست 1977، در تعریف مجروح و بیمار جنگی، این موارد را بر می شمارد: اشخاص نظامی و غیرنظامی که به دلیل آسیب، بیماری و یا سایر اختلالها یا ناتوانی‌های جسمی و روانی، نیازمند کمک و مراقبت باشند و از هرگونه اقدام خصمانه اجتناب ورزند؛ موارد مربوط به زایمان، نوزادها، نیازمندان کمک و مراقبت فوری مانند مادران رنجور یا در انتظار زایمان. بنابراین مجروحان و بیماران تحت حمایت صرفاً کسانی را که در میدان نبرد زخمی شده‌اند، شامل نمی‌شود.

 

نکته قابل توجّه این که «شرط مهم برای برخوردار بودن بیمارها و مجروحان از این وضعیّت حمایتی آن است که آنان از هرگونه عمل خصمانه خودداری نمایند و در صورت مبادرت به این کار، در برابر  حملات تحت حمایت نخواهند بود».

 

در آموزه‌های حقوق بشردوستانه اسلامی نیز، بیمارها در ردیف افرادی هستند که به دلیل وضعیّت خاصّی که دارند، مشمول حمایت در مخاصمات مسلّحانه می‌شوند. به نظر بسیاری از فقهای مسلمان، دلیل این حمایت آن است که؛ اولاً اینان به علّت ناتوانی جسمی طبعاً در زمره رزمندگان و نظامیان نیستند و حکم عامّ منع کشتن افرادی که در کارزار دخالت ندارند، شامل آنان نیز می‌شود؛ و ثانیاً نصوص خاص در مورد آنان موجود است؛ از جمله آن که ابی عبدالله صادق(ع) در روایتی، معلولان جسمی و افراد نابینا را به کودکان و زنان ملحق و اضافه کرده است که پرداخت جزیه هم بر آنان واجب نیست. این حدیث مشعر به عدم جواز قتل آنان است.» همچنین در روایتی در اسدالغابه از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که ایشان از کشتن افراد زمین‌گیر و افتاده نهی کرده‌اند.

 

پنجم: بیگانگان

 

در مورد بیگانگانی که در حین مخاصمات مسلّحانه در خاک یکی از کشورهای متخاصم به سر می‌برند، ماده 35 کنوانسیون چهارم ژنو مقرّر کرده است: «هر شخص مورد حمایت، در بدو یا در طول جنگ، از خاک کشور بیگانه حقّ خروج خواهد داشت؛ مگر آن که رفتن او مخالف منافع ملّی دولت باشد (مثلاً دارای اطّلاعات محرمانه باشد)،.... نیز طبق ماده 36  این کنوانسیون، آنان در هنگام عزیمت، باید در شرایط مناسب امنیتی، بهداشتی، تندرستی و تغذیه باشند. وضعیت بیگانگانی که مایل به عزیمت نیستند و یا نمی‌توانند از تسهیلات عزیمت بهره‌مند شوند، تحت حاکمیت مقرّرات مربوط به بیگانگان در زمان صلح، باقی خواهد ماند. این تسهیلات و حقوق اساسی در ماده 38 کنوانسیون چهارم برای بیگانگان شامل: دریافت هرگونه کمکهای فردی و جمعی که برای آنان فرستاده میشود؛ بهره مندی از هرگونه مراقبتهای دارویی و بیمارستانی که برای اتباع آن کشور در نظر گرفته شده است؛ رفتار طبق عقیده و مذهب خود و دریافت کمکهای معنوی از روحانیون مذهبی خود؛ نقل مکان از مناطقی که در معرض خطر جنگ می باشد؛ بهره مندی کودکان زیر پانزده سال، زنان باردار و مادران دارای کودک زیر هفت سال از تمام امتیازهایی که برای اتباع آن کشور با ویژگیهای فوق در نظر گرفته شده است.

 

همچنین طبق موادّ 39 و 40 کنوانسیون چهارم، تنها در صورت در نظر گرفتن شرایطی مشابه اتباع،  می‌توان افراد بیگانه را مجبور به کار کرد؛ چنین افرادی را نمیتوان در کارهای با اهداف نظامی مجبور به کار کرد؛ و چنانچه امنیت کشور محلّ اقامت ایجاب نماید، می‌تواند آنان را بازداشت و یا به اقامت در مکان معینی مجبور کند؛ البتّه چنین افرادی باید بتوانند از تصمیم کشور بازداشت کننده به یک دادگاه یا مرجع اداری ذیصلاح که به این منظور تشکیل شده است، شکایت کنند.

 

بر اساس قواعد حقوق بشردوستانه اسلامی، افرادی که تبعه دولت اسلامی نیستند با دارا بودن شرایطی تحت امان دولت اسلامی قرار می‌گیرند. به فرمایش قرآن کریم: چنانچه یکی از مشرکان به تو پناه آورد، به او پناه بده و او را تحت حمایت خود قرار بده. طبق آرای مفسّران، این آیه مهمترین سند تأسیس نهاد «أمان» میباشد.

 

با توجّه به منابع اسلامی، تمامی شهروندهای یک کشور اسلامی مسلمان نیستند؛ بلکه علاوه بر مسلمانان، دو گروه دیگر نیز در سرزمین اسلامی اقامت دارند و دشمن فرض نمی‌شوند: یک گروه مستأمنان و گروه دیگر ذمّیّان می‌باشند. مستأمنان کسانی هستند که با انعقاد عقد امان، در سرزمین اسلامی به طور موقّت اقامت دارند و البتّه تبعهی دولت اسلامی محسوب نمی‌شوند؛ ولی ذمّیّان عبارتند از اهل کتاب که با پرداخت جزیه و انعقاد قرارداد اقامت دایم دارند و شهروند و تبعهی دولت اسلامی محسوب میگردند؛ لذا گرچه این افراد نیز تحت امان دولت اسلامی محسوب میشوند، امّا از بحث خارج می باشند؛ چرا که این افراد اتباع غیرمسلمان دولت اسلامی هستند و «طبق نظر فقهای اسلامی، اگر این افراد مطیع مقرّرات باشند و جزیه (مالیات امان) بپردازند، از حقّ آزادی سکونت و آزادی دین برخودار خواهند شد و جان، مال و حیثیّت آنان در امان خواهد بود.».

 

در اصطلاح شناسی حقوق اسلامی، «مستأمن» به فردی اطلاق می شود که به طور موقّت و با کسب اجازه، در یک کشور خارجی مقیم باشد؛ و لذا به نظر میرسد این واژه شامل تمامی خارجیان با عناوین مختلف "پناهنده" و "بیگانه" می‌شود. در زبان عربی، به تبعه یک دولت خارجی که مسلمانان با او معاهده صلح یا متارکه موقّت امضا کرده‌اند، «موادع» نامیده می‌شود، تا از یک فرد دشمن در حال جنگ که با اخذ امان برای امر خاصّی مثل ملاقات دوست، امور تجاری و مانند اینها داخل در قلمرو اسلامی می‌شود، متمایز باشد. تمام این افراد مستأمن نامیده می‌شوند که از نظر لغوی به معنای طالب امنیت و حمایت است.

 

بنابراین، به طور کلّی می‌توان گفت در صورتی که طبق مقرّرات جهاد، تمام اتباع دشمن در دارالاسلام، مستأمن یا ذمّی محسوب شوند، می‌توانند مادام که شرایط لازم را رعایت کرده‌اند، تحت حمایت دولت اسلام باشند. این حمایت شامل اموال و سایر حقوق سیاسی و مدنی آنان نیز می‌گردد؛ مگر آن که در پوشش حمایت دولت اسلامی از امکانات و اموال خود به نفع دشمن استفاده نمایند.

 

 

 

ششم: کارکنان بهداری

 

در مفهوم اسلامی، خدمات پزشکی صرفاً بشردوستانه تلقّی می‌شود؛ به این دلیل، طبیب و پرستار چنانچه به دشمنی و تعرّض برنخیزند، هرگز مورد تعرّض و آزار قرار نمی‌گیرند؛ امّا ممکن است به اسارت درآیند. موارد زیادی در زمان حیات پیامبر(ص) در مورد حمل و نقل بیمارها و مجروحان ثبت شده است. در مورد جنگ احد، خیبر و دیگر جنگها، شرح مفصّلی در خصوص بیمارستان‌ها، پرستارها و نیز ترتیب انتقال مجروحان و غیره ثبت شده است.

 

در حقوق بشردوستانه بین‌المللی کارکنان بهداری به دلیل مأموریت حسّاسی که ایفاء می‌کنند، از تضمینات بسیار قوی برخوردارند. هدف از این تضمینات که در واقع متضمّن امتیازهایی برای آنان میباشد، تأمین آزادی عمل ایشان است. در نتیجه حقّ اعراض از آن را ندارند؛ زیرا چنین امتیازهایی همراه با وظایف است. کارکنان بهداری تحت لوای پرچم سفید صلیب سرخ یا هلال احمر که در گرماگرم مخاصمه به عنوان نماد صلح شناخته می‌شود، عمل می‌کنند.

 

هفتم: متصدّیان امور مذهبی

 

طبق بند4 ماده 8 پروتکل نخست الحاقی 1977، «کارکنان مذهبی»، به معنای اشخاص نظامی و غیرنظامی؛ از قبیل کشیش‌ها و روحانیونی می باشند که به انجام وظایف مذهبی خود پرداخته اند و وابسته به یکی از نهادهای زیر می‌باشند:

 

الف: نیروهای مسلّح یکی از طرفهای مخاصمه؛

 

ب: واحدهای بهداری یکی از طرفهای مخاصمه؛

 

ج: واحدهای بهداری یا ترابری بهداری مذکور در بند 2 ماده 9 (پروتکل نخست)؛

 

د: سازمان‌های دفاع غیرنظامی یکی از طرفهای مخاصمه.

 

این مادّه مقرّر می کند که این مقرّرات بدون تفاوت بین دایمی یا موقّتی بودن کارکنان، آنها را تحت حمایت قرار می‌دهد. در بند 5 ماده 15 این پروتکل نیز تأکید شده است، هرگونه حمایتی که برای کارکنان بهداری در کنوانسیونها و پروتکل نخست ژنو در نظر گرفته شده است باید برای متصدّیان امور مذهبی نیز در نظر گرفته شود. این مادّه اشعار می‌دارد: «کارکنان غیرنظامی مذهبی باید مورد احترام و حمایت قرار گیرند. مقرّرات کنوانسیونها و این پروتکل در خصوص حمایت و شناسایی کارکنان بهداری باید در مورد این اشخاص نیز به طور برابر اعمال گردد.».

 

از  «متصدّیان امور مذهبی» در اسلام  تحت عنوان «رجال الدّین» تعبیر شده است.  از نظر فقهای اسلام به طور عمده سه گروه پیرو دین محسوب شده‌اند: مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان و هر دینی جز دین اینها قابل پذیرش نیست. به این سه گروه اهل کتاب گفته می‌شود.

 

روایات متعددی حاکی از حفظ حرمت راهبان مسیحی وجود دارد؛ از جمله روایتی از مسعده بن صدقه که از امام صادق(ع) نقل کرده است: هرگاه پیامبر(ص) شخصی را در سریه‌ای به فرماندهی منصوب می‌ساخت، نخست وی را به تقوا توصیه می‌کرد و سپس به عموم سربازها می‌گفت: «بجنگید به نام خدا و در راه خدا بکشید کسی را که به خدا کفر می‌ورزد... و نکشید کودکان و گوشه نشینان در دیرها را.».

 

گروهی دیگر از فقهای اسلامی بر این باورند که راهبان در زمان جنگ از مصونیّت برخوردارند و مستند آنان این فرمایش پیامبر(ص) خطاب به سربازهایی است که جهت نبرد عازم بودند، مبنی بر این که: «صومعه نشینها را به قتل نرسانید.».

 

دکتر صبحی محمصانی راهبان را شامل صومعه نشینها و دیرنشینها و سایر پیشوایان دینی که از مردم گوشه گرفته و به عبادت پرداخته‌اند می‌داند که از هرگونه تعرّض مصونند. وی اینگونه برخورد را شاهدی برای تسامح و تساهل دینی اسلامی قلمداد کرده است و می‌گوید: «این امر گواه واضحی بر آن است که اسلام هیچگاه بر پیروان سایر ادیان سختگیری نکرده؛ بلکه مراکز عبادی و رجال دینی ادیان دیگر را محترم شمرده است.».

 

توجّه به این موارد مشعر بر این واقعیّت است که حمایت از راهبان، همچون حمایت از سایر غیرنظامیان، منوط به این شرط است که به عنوان نیروی نظامی به طور مستقیم در امور جنگ مداخله نداشته باشند؛ چنانچه علّامه حلّی در «تذکره الفقهاء» آورده است: «راهبان و صومعه نشینها چنانچه دارای نیرو و یا قدرت فکری باشند (که بتوانند به نحوی به دشمن کمک‌رسانی کنند)، کشته می‌شوند.»

 

این استثنا در حقوق بشردوستانه بین المللی وجود ندارد و این اسناد بطور عام متصدیان امور مذهبی را مورد حمایت قرار داده اند.

 

هشتم: خبرنگارها

 

از آنجا که پوشش دادن به اخبار جنگ، امری خطیر و فعّالیّتی پرخطر بوده و گزارش های رسمی بویژه گزارش سال 1999، حاکی از کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از روزنامه نگاران در صحنه های نبرد است و برای مثال فقط در سال 1999 (که سالی پر آشوب در صحنه بین‌المللی بود) حدود هشتاد روزنامه نگار در این صحنه ها جان باختند؛ بحث حمایت از روزنامه نگارها همواره به طور جدّی در حقوق بشردوستانه بین‌المللی مطرح بوده است. ماده13 کنوانسیون چهارم لاهه 1907،در خصوص حمایت از خبرنگاران جراید مقرّر داشته است که: «آنان می‌توانند در صورت اسارت از حقّ رفتار با اسیران جنگی برخوردار شوند؛ به شرطی که از ارتشی که در معیت آن هستند، مجوز داشته باشند.». دلیل عمده این حمایت ویژه، نزدیکی بیش از حدّ آنها به نیروهای مسلّح درگیر در جنگ می‌باشد. این نزدیکی علاوه بر فواید زیادی همچون دسترسی آسان‌تر به اطّلاعات درون جنگ برای دیگران، خطراتی همچون اسیر شدن آنها به دست دشمن را نیز در پی دارد.

 

کنوانسیون سوم ژنو، در این خصوص مقرّر داشته است: «کسانی که همراه نیروهای مسلّح هستند، بدون آن که در زمره مستقیم آن نیروها باشند؛ از قبیل ...خبرنگارهای جنگی، مشروط به این که از طرف نیروهای مسلّحی که همراهی می‌کنند، مجاز باشند، ...از حمایت برخوردارند ». ماده 79 پروتکل 1973 مجمع عمومی نیز در بند نخست ، خبرنگاران را در مقابل هرگونه تعرّض مصون دانسته و بر حقوق ایشان در صورت بازداشت از سوی یکی از طرفین متخاصم و همچنین برخورداری از کنوانسیون چهارم ژنو، مورد تأکید مجدّد قرار داده است.

 

در مورد این افراد، به علت فقدان موضوعیت در آن زمان دستور صریحی در آموزه‌های حقوق بشردوستانه اسلامی وجود ندارد؛ امّا با استفاده از قواعد کلّی برگرفته از روایات و تعابیر فقیهان می‌توان گفت که عمومیت ملاک، و تعابیری همچون «لا یقتل غیر المقاتل» و «و لا تقاتِلَّن اِلا مَن قاتَلَک»، به وضوح بیانگر این اصل اساسی است که جز کسانی که در جنگ مشارکت کرده‌اند، کسی کشته نمی‌شود؛ بنابراین خبرنگارها نیز تا زمانی که در زمره نیروهای رزمنده تلقّی نشوند‌، تحت عمومیت این اصل عام قرار می‌گیرند.

 

نهم: افراد فاقد تابعیت

 

حقوق بین‌المللی بشردوستانه در بخش دوم از پروتکل نخست (موادّ 34- 8 ) 1977، تحت عنوان آسیبب دیدگان دریایی، حمایت از بهبود نظامیان و یا غیرنظامیان را بدون توجه به تبعیض‌های ظالمانه به خاطر... تابعیت را مورد توجه قرار می دهد؛ اصل اساسی مادّه­ی 48 پروتکل نخست کنوانسیون چهارم ژنو(ماده 4،بند1) با تفاوت گذاردن میان شهروندان عادی و رزمندگان به حمایت از افراد بدون تابعیت تصریح کرده است؛ منوط به اینکه در منازعات شرکت نداشته باشند.

 

موادّ یاد شده در تأیید اصل عدم تبعیض(از جمله تابعیت) شامل تمام موارد حمایت از این آسیب دیدگان است.

 

از آنجا که تابعیت از جمله مسایل مستحدثه بوده و در منابع اسلامی به آن اشاره نشده است؛ با استناد به اصول کلی حقوق بشر دوستانه اسلامی و به صرف عدم دخالت در جنگ و قرار گرفتن در میان افراد عادی، افراد فاقد تابعیت از حمایت های حقوق بشردوستانه اسلامی برخوردار می گردند.

 

دهم: پناهندگان

 

بر اساس ماده 70، پروتکل نخست 1977، و فصل چهارم این پروتکل که مکمّل کنوانسیون چهارم است، پناهندگان در شمار افراد غیر نظامی اند که مورد حمایت در برابر آسیب های ناشی از جنگ و اشغال نظامی قرار می گیرند.

 

همچنین بر اساس قطعنامه 1465 شورای امنیت (2003): «هرگونه اقدام علیه تروریسم باید با رعایت تعهّدات بین‌المللی، به خصوص حقوق بین‌الملل بشر، حقوق پناهندگان و حقوق بشردوستانه انجام شود.».

 

در دیدگاه حقوق بشردوستانه اسلامی، و به استناد سیره پیامبر اسلام در امان دادن به پناهندگان به منزل ابوسفیان در جریان فتح مکه، و دلیل اصل کرامت و نیز به تصریح صاحب مسالک الافهام، تعرّض به پناهندگان ممنوع است.

 

ب- نظامیان

 

در بحث از نظامیان در حقوق بشردوستانه، موضوع به صورت کاملاً هدفمند به سمت اسیران جنگی منصرف می شود. علت آن است که در بحبوحه جنگ آنچه مطرح است به آداب و اسباب جنگ و نیز سلاح های مورد استفاده رجوع می کند؛ اما در خصوص نظامیان،؛ ایشان یا در جنگ کشته می شوند و یا به اسارت در می آیند. از آنجا که سوء رفتار با نظامیان و غیر نظامیانی که به اسارت در می آیند رنجها و مصائب زیادی را در طول تاریخ به همراه داشته، مورد حمایت حقوق بشردوستانه واقع شده است. در این خصوص کنوانسیون سوم ژنو، مصوّب دوازدهم آگوست  1949، در زمینه­ تبیین و حمایت از اسیران جنگی، همچنین نحوه­ی برخورد با اسیران و حقوق و تکالیف دولت مسلّط بر اسیر، وضع شده است. منظور از اسیر، هر رزمنده­ نظامی است که دستگیر شود. این رزمنده، باید از درگیری، کناره‌گیری کرده باشد؛ حال یا به سبب جراحت و یا با اراده­ خود، سلاح را به زمین نهاده باشد.

 

در حقوق بشر دوستانه اسلامی نصوص و تأکیدات بسیار در خصوص اسرا و رسیدگی به احوال ایشان وجود دارد. به حکم آیه شریفه «ما کانَ لِنَبِی أَنْ یکونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى یثْخِنَ فِی الْأَرْضِ.»؛ هیچگاه مسلمانان پیش از شکست کامل دشمن، نباید به فکر گرفتن اسیر باشند. از تبیین آیه شریفه با رویکرد حقوق بشردوستانه،  می توان برداشت کرد که:

 

اولاً) ارایه ضابطه روشن در تعیین زمان اسارت، مانع از کشتار افراد باقیمانده بعد از این زمان است؛

 

ثانیاً) با واگذاری مسؤولیت اسیران به شخص «نبی»، و برخورداری آنها از صفات ممتاز اخلاقی، در صورت نبود انبیاء، با تنقیح مناط، این مسئولیت فقط به افراد برجسته از نظر اخلاقی واگذار می شود؛

 

 ثالثاً) با اهتمام به بهداشت روانی اسیران؛ خداوند به پیامبر دستور می دهد تا با تیمار اسرا، از تخریب روحی شان در گیرودار جنگ جلوگیری کند.

 

ابن کثیر در تفسیر خود از سفارش پیامبر اسلام(ص) پس از جنگ بدر به اکرام اسیران و اینکه مسلمانان هنگام غذا اسیران را بر خود مقدّم مى‏داشتند، سخن گفته است.

 

اسلام رفتارهاى خشن درباره­ی اسیران، از جمله قتل آنان، بریدن اعضاء و جوارح، ناسزاگویى، شکنجه­ی جسمى و روحی و هر گونه بد رفتارى نسبت به آنان منع کرده است؛ و دستور به خوش رفتاری تا حدّ امکان با اسرا؛ گرسنه و تشنه نگاه نداشتن آنها؛ در سایه‏ قرار دادن اشان؛ لباس پوشاندن؛ و احترام کردن به بزرگان اسرا نموده است. امام صادق(ع) در این خصوصمى‏فرمایند:«اطعام اسیر، حقّ است براى او برگردن کسى که او را اسیر کرده است؛ هر چند این اسیر، حکمش قتل باشد؛ امّا سزاوار است تا پیش از قتل، آب و غذا داده شود؛ در سایه باشد و با او مدارا شود؛ خواه کافر باشد یا غیر کافر.».

 

ج) تسلیحات و محدودیت های مربوط به آن

 

امروزه بعضى از کشور­ها استفاده از هر سلاحی را در جنگ با طرف مقابل و برای نابودی کامل او مجاز مى‏شمرند. سلاح­هاى شیمیایى، هسته‏اى، و هر نوع سلاحى که زودتر حریف را از پا درآورد، مورد استفاده­ی آنها قرار مى‏گیرد و به آثار زیانبار استفاده از این سلاحها نسبت به نسل­هاى آینده نمی اندیشند.

 

در اسلام، در خصوص استفاده از نوع سلاح، زمان و مکان کاربرد سلاح، دستورات حقوق بشردوستانه قابل ملاحظه ای صادر شده است. در خصوص نوع سلاح، سلاح­هاى کشتار جمعى که موجب خسارت سنگین جنگجویان و بى­گناهان با هم بشود، و نیز استفاده از سلاح­هایى که موجب شود نسل­هاى آینده تاوان آنرا بپردازند، ممنوع است. امام صادق(ع) از امام علی(ع) نقل می کند که: «پیامبر اسلام(ص) از ریختن سم در سرزمین مشرکان نهی فرمود؛ و قاعده­ی کلّى‏ که فقیهان در این زمینه ارایه کرده‏اند، این است که هدف از کاربرد چنین سلاحهایی، نظامیان و طرف­هاى درگیر باید باشد و نه غیر آنان. به جهت محدودیت های زمانی نیز، کاربرد سلاح در عید فطر و عید قربان مورد نهی پیامبر اسلام(ص) واقع شده است. همچنین جنگ در چهار ماه (ذى­قعده، ذى­حجّه، محرّم  و رجب) که به ماههاى حرام معروفند، با هر کسى که به حرمت این چهار ماه معتقد است، ممنوع می­باشد و آسیب رساندن جانى به مسلمین در این چهار ماه، موجبدوبرابر شدن دیه یا خسارت مى‏شود. از جهت مکانى هم استفاده از سلاح در مساجد و همچنین کاربرد سلاح در محدوده­ی «حرم» ممنوع است. 

 

درحقوق بین الملل بشردوستانه و بر اساس پروتکل ژنو در مورد «منع کاربرد گازهای خفه کننده، سمّی یا دیگر گازهای مشابه و روش‌های باکتریولوژیک در جنگ مصوب 1925 میلادی »، کنوانسیون «منع تکمیل، تولید، ذخیره­سازی و کاربرد سلاح‌های شیمیایی و نابودسازی آنها» در سال 1993 میلادی: ؛پروتکل‌های الحاقی منضم به کنوانسیون‌های چهارگانه­ی ژنو در سال 1977 میلادی، ؛ و کنوانسیون‌ «منع یا محدودیّت استفاده از سلاح‌های خاص معاهده‌ای» مصوب 1980 میلادی؛ با هدف کاهش آلام انسانی و خسارت به بشریت مورد تصویب و تاکید کشورهای امضا کننده قرار گرفته است.

 

به نظر می رسد محوریت ارزش محوری کرامت انسان، و نیز رعایت اصل تناسب، نقش اساسی در چنین رویکردی به محدود ساختن استفاده از سلاح کمک شایانی نموده است.  

 

د- محیط زیست

 

در اسلام دو دسته قواعد عام(اعم از زمان جنگ و صلح) و خاص(زمان جنگ) به آلوده نکردن و رعایت محیط زیست توجه دارند. از قواعد عام مستفاد از آیات قرآن: اصل استفاده­ بهینه از طبیعت برای عموم انسان(هو الذى خلق لکم ما فى الارض جمیعاً ثم استوى الى السَّماءِ فسوّاهُنَّ سبعَ سماوات و هو بکل شىء علیم) و (الله الذى سخر لکم البحر لتجرى الفلک فیه بامره و لتبتغوا من فضله و لعلکم تشکرون)؛ اصل کرامت بشری که با آتش زدن مزارع و آلوده ساختن محیط زندگی با آلاینده های شیمیایی منافات دارد؛ قاعده­ «لاضرر»، قاعده­ «ضمان»، اصل بهداشت و نظافت؛ قاعده­ی صلح و پرهیز از طغیان و خون­ریزی؛ اهتمام به عمران و آبادانى؛ اصل حمایت از حیوانات؛ در این خصوص قابل توجه می باشند.

 

اما از جمله قواعد خاص در اسلام می توان به این قواعد اشاره کرد که تماماً از متون دینی استخراج شده اند: منع سربازها و نیروهای مسلّح از قطع درختان و از بین بردن درختان میوه­دار؛ جز در موارد ضرورت و اضطرار؛ منع سربازها و نیروهای مسلّح از آتش­افروزی و سوزاندن نخل­ها و بوستان­ها؛ منع سربازها و نیروهای مسلّح از سوزاندن کشت­زارها و از بین بردن مزارع؛ منع سربازها و نیروهای مسلّح از انهدام و ویرانی معابد و کنیسه­ها؛  منع سربازها از پی کردن چهارپایان و از بین بردن بهائم؛ جز در موارد ضرورت؛ منع سربازها و نیروهای مسلّح از پرتاب و انتشار زهر و آلودگی مناطق دشمن و بلاد شرک. تمام این مقرّرات و اصول بشردوستانه در اسلام برای حمایت از زندگی انسان و محیط­زیست در دوران جنگ و مخاصمات مسلّحانه، روشن و شفاف و به دور از هرگونه ابهامی صادر شده است.

 

در مقررات بین المللی نیز جلوگیری از تخریب محیط زیست توسط طرف های درگیر در جنگ مورد توجه قرار گرفته است؛ از جمله در : بند 3 ماده 35پروتکل شماره­ یک الحاقی به کنوانسیون­های ژنو مصوّب 1977 است که به موجب آن، استفاده از ابزار و وسایل محاربه­ای که به غرض خسارت گسترده و شدید از سوی متخاصمان یا یکی از آنها به کار گرفته می‌شود و به طور طبیعی محیط­زیست را مواجه با خطر و آسیب دیدگی می‌کند و یا احتمال بروز تخریب محیط­زیست می­رود، ممنوع شده است . همچنین در رأی دیوان در قضیّه­ مشروعیّت استفاده از سلاح‌های هسته­ای در سال 1996،  استفاده از هر نوع سلاح و از جمله، سلاح‌های هسته‌ای، تحت حاکمیّت اصول حقوق بشردوستانه است که استفاده از هرگونه سلاح و روش جنگی را که باعث ورود صدمات شدید، گسترده و طولانی مدّت به محیط­زیست شوند، ممنوع کرده است. در این زمینه دیوان به موادّ 35 و 55 نخستین پروتکل الحاقی به کنوانسیون‌های ژنو، مصوّب 1977 و همچنین به کنوانسیون «ممنوعیّت بهره‌گیری نظامی یا هرگونه استفاده­ خصمانه از شیوه‌های تغییر محیط­زیست» استناد نموده است.

 

 

 

You have no rights to post comments

جهت ثبت نام در کارگاه اسلام و حقوق بشردوستانه با موضوع محیط زیست، آب، اجساد و مفقودین

فیلدهای مقابل را تکمیل و کلید ثبت نام را انتخاب نمایید